پژک صفري
پژک صفري
اولين کاري که بايد بکنيم اين است که يک نام تازه و حتما" بي‌نظير روي نوع شعرها یا داستان‌هایمان بگذاريم و پشت‌بندش، با هوا کردن مقاديري گرد و خاک اظهار فضله – معذرت مي‌خوام! – اظهار فضل کنيم که ما که نه؛ کارهاي ما چنين است و چنان ! و از سوي ديگر قطب‌الراس افتادگی باشيم که « البته اين‌ يک مانيفست نيست و اصلا" ما هيچ ادعايي نداريم و اين مؤلفه‌ها هم مسبوق به سابقه هست منتها به طور پراکنده و ما ...» (يکي به نعل و يکي به تخته!) نگو که سخته!!
مواد لازم:
فوکو – دريدا – ليوتار – لاکان و بر و بچ با حال ديگه به مقدار – ببخشيد! – به تعداد لازم.
عکس نيم‌رخ و تمام‌رخ با ژست‌هاي باحال و بي‌حال چن‌تا واسه نصب‌العين و تنوير انظار عمومي!
يه سايت توپ يا حداقل يه وبلاگ ناقابل تو بلاگفا يا پرشين و غيره واسه اسب چالوني!
يه عالمه تف واسه تف‌بندي و وصله – پينه‌ي هزار چيز بي‌ربط و با‌ربط!
افزودني، هر چه بیش‌تر به‌تر!
این‌جوریاس که حالا ما هم مي‌تونيم يه واژه‌ي حتما" زيبا به دايره‌المعارف قريتانيکاي ادب فارسي اضافه کنيم و دلمونو صابون بزنيم که لابد ثبت اسممون تو کتاب رکورداي اينس (!) حتميه! خب ببينم آخريش چي‌ بود؟ «پسا غزل!» آها؛ خیلی خب ...
2+
2 Comments:
fgfhfhjggfhgfh

Anonymous سپیده said...
داشتم داستانهای مریم تنگستانی رو می خوندم دیدم نظر دادی گفتم بیام ببینم کارهای خودت چطوره که از کارهای اون ایراد میگیری....نمیدونم اصلا توی این رشته تحصیل کردی یا نه ولی از سبک نوشتاری ات حدس می زنم که نه! تکلیف شعرهات معلوم نیست...اینکه لغات رو بریزی توی یه کاسه بعد تکونش بدی و پخش کنی روی کاغذ که نمیشه شعر...حتی شعر سپید و شعر نو و...هم تعاریف خاص خودشون رو دارن...یه توصیه دوستانه بهت میکنم چون معلومه که این کار رو دوست داری وگرنه میگفتم دور این کارها رو خط بکش( چاپ شعر و داستان هات هم دلیل بر این نمیشه که لزوما خوب باشن) به جای اینکه سعی کنی "متفاوت" باشی سعی کن یه مفهوم خاص رو بیان کنی...قبول دارم که در تلاشی که از خودت سبک داشته باشی ولی الان برات زوده...اول مفهومت رو پیدا کن بعد سعی کن داستان و شعر زیاد بخونی..."عروض و قافیه"خوندن برای اینکه ریتم شعر"حتی ریتم پنهانی شعر" دستت بیاد خیلی کمک می کنه....راستی...میدونم از دست این نظر خیلی ناراحت میشی و بعد دوباره میخوای بیای یه پست بذاری راجع به مخاطب عام و ...همینقدر بهت بگم که مخاطب عام نیستم...اسمم حقیقی است ولی شما احتمالا نمی شناسی یکی از تحصیلات دانشگاهی ام هم ادبیات فارسی بوده....اینها رو هم گفتم که برچسب دروغین بودن و ...نخورم....منم هم چند تا وبلاگ دارم ولی ببین وبلاگ یه صفحه خصوصی نیست که کسی که دوست داری بیاد نظر بده و اونی که دوست نداری سکوت کنه..سعی کن به نظر بقیه بیشتر احترام بذاری...چون آدم اصولا توی تضاد هاست که میتونه رشد کنه و خود واقعی اش رو به منصه ظهور بذاره..اگر می خوای وبلاگت خصوصی باشه توی "مایکروسافت ورد" بنویس برای خودت ذخیره کن.

Home- Email- RSS