پژک صفري
پژک صفري
«خانه سياه سياه است عزيزم!»
من مانده‌ بودم و دو گوشي خراب؛ درب باز گاو صندوق و دسته‌هاي سبز هزار توماني در آن، طلاها؛ تيک تاک کشنده‌ي ساعت ديواري و ... جسد زنم، و، يک دو ريالي ناقابل، که پيدا نشده بود تا از کيوسک سر کوچه‌ي نفرين شده‌مان آمبولانس خبر کنم.

2+
2 Comments:
Anonymous بهروز said...
سلام.
کجايي؟

Blogger farzaneh said...
salam
az zende bodanet barmigardam

Home- Email- RSS