پژک صفري
پژک صفري
صدای زندگی
درد است و داغ و پاره‌های یک دل ساده

جز این چه دارد آدمِ از اسب افتاده؟

هرلحظه‌ی هرگوشه‌ی این نارفیقستان

یک تکّه از لبخند ما در آتش افتاده

اکنون که نارچاریم از تا ناکجا رفتن

پیچیده دور گردن باریک ما جاده

ماییم و چشمانی که در تبعید می‌ماند

تنهایی و اندوه و غم‌هایی خداداده

با این همه، باید صدای زندگی باشیم

ای مرگ ما آماده‌ایم ای عشق آماده!
0+
Home- Email- RSS